۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

می دونم خیلی وقته نیومدم .راستش شدید گرفتار شدم .بعد از شیمی درمانی بهمون امیدواری دادن که پرتودرمانی نمی خواد ..گفتن مشاوره پزشکی کنین بعد تصمیم بپیرین .بعد از مشاوره قرار بر 25 جلسه پرتو درمانی شد .گفتن پرتو مثل واکسیناسیون می مونه بهتره انجام بشه خلاصه که هر روز در مسیر خونه بیمارستان لال*ه در حرکتیم .از محبت تک تک تون ممنونم .مرسی سحر جونم

۶ نظر:

سحر (درنگ) گفت...

سلام عزيزم
اين دوره ها هم ميگذره و مامانت كاملا سلامت ميشه. من مطمئنم
شاد باشي عزيزكم

سحر (درنگ) گفت...

سلام عزيزم
خوبي؟
مامانت خوبند؟
چيكارا ميكني؟
بووووووووووووس
يه سوال بپرسم؟ ميگم چطوري اين لينكدوني را براي وب لاگت گذاشتي؟ اين فقط از امكانات بلاگ اسپاته؟ يا منم ميتونم همچين لينكدوني اي داشته باشم. ممنون ميشم هر وقت فرصت كردي جواب بدي.
مرسي
بوووووس
اميدوارم شاد باشيد و اين دوره هاي راديو تراپي هم به آسوني بگذره

سحر (درنگ) گفت...

سلام عزيزم
چطوري؟
دوره هاي پرتو درماني تموم شد؟
اميدوارم خوب باشيد

سحر (درنگ) گفت...

سلام عزيزم
چطوري؟

نلي گفت...

سلام عزيزم

مادرشوهرم با همين راه خوب ، خوب شد .
بدون كه از اين سوي دنيا , هميشه مامانتو دعا كردم.
الهي خبر سلامتي كاملشونو بنويسي .

سحر (درنگ) گفت...

سلام دختر گل
چطوري؟