دور سوم هم تموم شد .انگاری شده واسه من یه تقویم که هر بار میام اینجا دور بشمارم .
شنبه این هفته عقد کنون نرگس بود .دختر خوبیه مدیر به تمام معنی . ولی گاهی زیاد رییس بازی در میاره .شب قبل از شیمی درمانی بود . نمی خاستم برم به چند دلیل اما رفتم .قبلش حسابی حس های خوبو به خودم قبولوندم اما اصلا خوش نگذشت .یه سری از دوستای دانشگاه هم بودن .به جد می گم از دیدن هیچ کدوم یه ذره هم خوشحال نشدم .بس که ....
یه سری سرم اضافه بعد شیمی درمانی دادن که به مامان بزنیم .دوشنبه و 3 شنبه هم درگیر شدیم .در مانگاه بر عکس بیمارستان خلوته .من زل می زنم به قطرات سرم که دارن می ریزن .هی نگاه می کنم هی فکر هی نگاه .بعد به خودم می گم.......
شنبه این هفته عقد کنون نرگس بود .دختر خوبیه مدیر به تمام معنی . ولی گاهی زیاد رییس بازی در میاره .شب قبل از شیمی درمانی بود . نمی خاستم برم به چند دلیل اما رفتم .قبلش حسابی حس های خوبو به خودم قبولوندم اما اصلا خوش نگذشت .یه سری از دوستای دانشگاه هم بودن .به جد می گم از دیدن هیچ کدوم یه ذره هم خوشحال نشدم .بس که ....
یه سری سرم اضافه بعد شیمی درمانی دادن که به مامان بزنیم .دوشنبه و 3 شنبه هم درگیر شدیم .در مانگاه بر عکس بیمارستان خلوته .من زل می زنم به قطرات سرم که دارن می ریزن .هی نگاه می کنم هی فکر هی نگاه .بعد به خودم می گم.......